تبليغاتX
غدير - غدیر، عیدی حقیقی در سخنان مقام معظم رهبری
     

 مسأله‌ی‌غدیر، یعنی‌گزینش‌علم‌و تقوا و جهاد و ورع‌و فداكاری‌در راه‌خدا و سبقت‌در ایمان‌و اسلام‌و تكیه‌روی‌اینها در تشخیص‌و تعیین‌مدیریت‌جامعه‌. این‌قضیه‌، یك‌قضیه‌ی‌ ارزشی‌است‌. به‌این‌معنا، غدیر نه‌برای‌شیعیان‌، بلكه‌برای‌همه‌ی‌مسلمانان‌، آموزنده‌و حاوی‌درس‌است‌و می‌تواند مورد تجلیل‌و تكریم‌قرار بگیرد كه‌حالا نمی‌خواهیم‌در این‌زمینه‌ها، وارد بحثهای‌فرقه‌یی‌و طایفه‌یی‌بشویم‌و نباید بشویم‌. عید غدیر، حقیقتا برای‌مردم‌عید است‌; چون‌به‌یادآورنده‌ی‌یك‌امر حساس‌و مهم‌است‌.
امروز گرفتاریهای‌عمده‌ی‌ملتها در دنیا، گرفتاری‌ناشی‌از مدیران‌و دستهای‌گرداننده‌ی‌جامعه‌است‌. آنها فاسدند كه‌فساد در لتها، ریشه‌ی‌همه‌ی‌ارزشها و اصالتها را می‌كند و از بین‌ می‌برد. آنها فاسدند كه‌ملتها، ذلیل‌و برده‌و نوكرصفت‌بار می‌آیند. آنها فاسدند كه‌قدرتهای‌شیطانی‌، بر ملتهایشان‌تسلط پیدا می‌كنند. آنها فاسد و بی‌بندوبارند كه‌در متن‌جوامعشان‌، ایمان‌بكلی‌رخت‌برمی‌بندد.
امروز، این‌بلای‌عمومی‌جوامع‌غربی‌است‌; بلای‌بی‌ایمانی‌و سردرگمی‌و عدم‌تكیه‌ی‌روحی‌به‌یك‌نقطه‌ی‌مطمئن‌و بقیه‌ی‌انواع‌فسادهایی‌كه‌در دنیاهست‌. چیز خیلی‌خطرناك‌و بلای‌بزرگی‌است‌و همین‌نقطه‌، جوامعی‌را كه‌به‌آن‌دچار هستند، به‌باد فنا خواهد داد. این‌ظواهر، تعیین‌كننده‌نیست‌. این‌مهم‌است‌كه‌آحاد یك‌ملت‌، بر گرد یك‌محور ایمانی‌جمع‌نشده‌باشند.
البته‌آقایان‌و بخصوص‌مسؤولان‌، این‌نكته‌را توجه‌داشته‌باشند كه‌اگر ما بر نقش‌مدیریت‌و سرپرستی‌در جامعه‌ی‌اسلامی‌تكیه‌می‌كنیم‌و آن‌را تعیین‌كننده‌معرفی‌می‌نماییم‌، با یك‌ گزینش‌، قضیه‌تمام‌نمی‌شود. این‌طور نیست‌كه‌یك‌شخص‌، در رأس‌برگزیده‌بشود و شرایط لازم‌را داشته‌باشد، بعد دیگر همه‌چیز به‌خودی‌خود، حل‌خواهد شد. تأثیر مدیران‌بالا در سرنوشت‌جامعه‌هم‌تا حدود زیادی‌از این‌جهت‌است‌كه‌مدیر برتر و بالاتر، این‌قدرت‌را دارد كه‌دستها و ایادی‌چرخاننده‌ی‌چرخهای‌كشور را سالم‌انتخاب‌بكند. یعنی‌سلامت‌آنها، جزو سلامت‌دستگاه‌حكومت‌است‌.
وقتی‌امیرالمؤمنین‌علی‌بن‌ابی‌طالب‌(علیه‌الصلاه‌والسلام‌) در رأس‌حكومت‌قرار می‌گیرد، تمام‌شاخه‌های‌مدیریت‌در جامعه‌، به‌طرف‌صلاح‌حركت‌می‌كند; به‌طوری‌كه‌اگر یك‌گوشه از مجموعه‌ی‌این‌دستگاه‌مدیریت‌، ناسالم‌و ناپاك‌و غیرمنطبق‌با معیارها باشد، برای‌قطع‌و قلع‌و قمع‌آن‌، امیرالمؤمنین‌(ع‌) جنگ‌چندین‌ماهه‌را بر خودش‌هموار می‌كند.
یعنی‌ مجموعه‌ی‌دستگاه‌مدیریت‌كشور، باید علوی‌باشد.
آن‌دستگاهی‌كه‌حكومتش‌به‌شكل‌ولایت‌است‌، ارتباط بین‌ولی‌و مردم‌، غیرقابل‌انفكاك‌می‌باشد. ولایت‌، یعنی‌سرپرستی‌، پیوند، ارتباط، اتصال‌، به‌هم‌پیچیده‌شدن‌دوچیز، به‌هم‌جوشیدگی‌و به‌هم‌پیوستگی‌كسانی‌كه‌با یكدیگر ولایت‌دارند. معنا و شكل‌و مفهوم‌ولایت‌در جامعه‌و نظام‌اسلامی‌، این‌است‌. از این‌جهت‌، در جامعه‌ی‌اسلامی‌، كلمه‌ی‌ولایت‌به‌حكومت‌اطلاق‌می‌شود و رابطه‌ی‌بین‌ولی‌و مردم‌، یك‌رابطه‌ی‌ولایتی‌است‌و ارتباط و اتصال‌آنها، غیرقابل‌انفكاك‌می‌باشد و تمام‌اجزای‌این‌جامعه‌، با یكدیگر متصلند واز هم‌جدا نیستند. قضیه‌، مثل‌دستگاههای‌سلطنت‌، دستگاههای‌قدرت‌و كودتاچیهایی‌كه‌بر یك‌جامعه‌مسلط می‌شوند، نیست‌.
در جامعه‌ی‌اسلامی‌، دستگاه‌مدیریت‌و حاكمیت‌جامعه‌، همه‌و همه‌، متكی‌به‌مردم‌، جزو مردم‌، همراه‌با مردم‌، متصل‌به‌مردم‌ـ به‌تمام‌معنای‌اتصال‌ـ هستند و جدا نیستند. آن‌جایی‌كه‌دستگاههای‌حكومت‌، به‌راهی‌می‌روند و مصالح‌مردم‌، به‌راه‌دیگری‌، به‌خاطر همین‌احساس‌جدایی‌است‌. مصالح‌دستگاه‌حاكم‌، یك‌چیز است‌; مصالح‌مردم‌، یك‌چیز دیگر. مصالح دستگاه‌حاكم‌، پیوند با امریكا و قدرتهای‌مسلط و استعمارگران‌و غارتگران‌منابع‌نفتی‌و این‌چیزهاست‌ـ همچنان‌كه‌در دوران‌رژیم‌منحوس‌پهلوی‌، در كشور ما بود و امروز در خیلی‌ازكشورهای‌دیگر هست‌ـ مصالح‌مردم‌، یك‌چیز دیگر است‌. مصالح‌مردم‌در این‌است‌كه‌آن‌دستگاه‌حاكم‌و آن‌نوكران‌و پیوستگان‌بیگانه‌را از سر راه‌كمال‌خودشان‌بردارند. مصالح‌این‌دو، بكلی‌در دوجهت‌قرار دارد. لیكن در نظام‌اسلامی‌، این‌طور نیست‌. در نظام‌اسلامی‌، حاكم‌، ولی‌و دوست‌و سرپرست‌و برادر و مرتبط و برای‌مردم‌است‌.
این‌، یكی‌از افتخارات‌جمهوری‌اسلامی‌است‌كه‌توانسته‌ولایت‌اسلامی‌را پیاده‌كند. ما هنوز نتوانسته‌ایم‌خیلی‌از احكام‌اسلامی‌را به‌طور كامل‌تحقق‌ببخشیم‌. یك‌جامعه‌، تا به‌طور كامل‌اسلامی‌بشود، زمان‌زیادی‌لازم‌است‌; لیكن‌بحمدالله‌مسأله‌ی‌حكومت‌و ولایت‌، در جامعه‌ی‌اسلامی‌ما تحقق‌بخشیده‌شد. شكل‌اسلامی‌، علی‌رغم‌طرد و نفی‌و بغض‌و عناد قدرتهای‌جهانی‌، در جامعه‌ی‌ما پیاده‌شد. دشمنان‌اسلام‌، مخالفت‌هم‌كردند; اما بحمدالله‌روزبه‌روز در جامعه‌ی‌ما، ثابت‌تر و درخشانتر و ماندگارتر شده‌است‌.
ما مسؤولان‌وظیفه‌داریم‌كه‌ولایت‌الهی‌و اسلامی‌را در جامعه‌ی‌خودمان‌، در شكل‌پرجاذبه‌ی‌آن‌، برای‌انسانهای‌مشتاق‌و محروم‌، هرچه‌بیشتر تحقق‌ببخشیم‌. قدم‌اول‌این‌است‌كه‌ازراه‌مردم‌جدا نشویم ‌و فراموش‌ نكنیم‌ كه‌ همین ‌مردم‌، پابرهنگان‌، طبقات ‌ضعیف‌، این ‌كسانی ‌كه ‌در معیارهای ‌مادی ‌جوامع‌، چیزی ‌به‌ حساب ‌نمی‌آیند، صاحبان ‌اصلی ‌كشورند و پیروزیهای ‌این ‌انقلاب ‌و این ‌كشور و عزت‌ایران‌، به‌خاطر فداكاریهای‌آنان‌به‌دست‌آمده‌است‌. فراموش‌نكنیم‌كه‌این‌مردم‌بودند كه‌اسلام‌را برای‌این‌كشور الهی‌و اسلامی‌خواستند و اراده‌كردند و آن‌را تحقق‌بخشیدند. از مردم‌جدا

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 23:3  توسط MOAHAMMAD  |