تبليغاتX
غدير - معنای غدیر
معنای غدیر      
 
 تلاشهایى كه انسانها مى‏كنند، بعضى مربوط به مسائل شخصى آنهاست كه بخش كوچكترى از فعّالیتهاى انسانى راشامل مى‏شود - مثل معیشت و معنویّت و عواطف و ارتباطات شخصى آنها با این و آن - اما بخش بزرگتر فعّالیتهاى انسانى، فعّالیتهایى است كه در صحنه جامعه با تلاش جمعى صورت مى‏گیرد، كه به آن «سیاست» مى‏گویند؛ سیاستهاى اقتصادى، سیاستهاى اجتماعى، سیاستهاى نظامى، سیاستهاى فرهنگى، سیاستهاى مدنى، سیاستهاى بین‏المللى. اینها بخش عمده تلاش انسانها در زندگى خود است. چرا عمده است؟ چون این سیاستها در واقع افراد را در فعّالیتهاى شخصى خود به سمت و سوى خاصّى مى‏كشاند. عمده تلاش انسان، تلاش كلانى است كه جهتگیریهاى كلّى فعّالیتهاى شخصى و ریز و كوچك را هم جهت مى‏دهد. دین، به هر دو صحنه مربوط مى‏شود؛ هم صحنه تلاشهاى فردىِ انسان، هم صحنه سیاست كه صحنه بسیار گسترده و وسیعى براى زندگى انسان است.
دو آفت، هم دیندارى را تهدید مى‏كند و هم سیاست را. یكى از آفتهاى دیندارى این است كه دیندارىِ یك جامعه یا یك شخص، با انحراف یا بى‏مبالاتى یا تحجّر و جمود یا فراموش كردن نقش عقل یا التقاط و از این چیزها همراه شود. آفت دیگر دیندارى این است كه دین به زندگى شخصى محدود شود؛ عرصه وسیع زندگى جمعى انسانها و جامعه را فراموش یا درباره آن سكوت كند و از آن كناره بگیرد.
دو خطر هم سیاست را تهدید مى‏كند: یكى این است كه سیاست از اخلاق فاصله بگیرد و از معنویّت و فضیلت خالى شود؛ یعنى شیطنتها بر سیاست غلبه پیدا كند؛ هواهاى نفسانى اشخاص، سیاست را قبضه كند؛ منافع طبقات زورگو و زرسالاران جوامع، سیاست را به دست گیرد و به این سمت و آن سمت بكشاند. اگر این آفت به سیاست خورد، آن‏گاه همه صحنه اجتماعى انسانها دچار عیب و آفت مى‏شود. آفت دیگرِ سیاست این است كه انسانهاى كوته‏بین، كودك‏منش و ضعیف، سیاست را در دست گیرند و زمام سیاست از دستهاى پُرقدرت خارج شود و به دست انسانهاى بى‏كفایت بیفتد.
راهِ كار چیست؟ بهترین شكل و راهِ كار این است كه در رأس سیاست و اداره امور جوامع، كسانى قرار گیرند كه دیندارى و سیاستگذارى آنها این دو آفت را نداشته باشد؛ یعنى كسانى اداره امور جوامع را بر عهده گیرند كه دیندار و داراى معنویّت باشند؛ فكر دینى آنها بلند باشد؛ از انحراف و خطا و التقاط و كج‏بینى در دین مصون باشند؛ از تحجّر و جمود و متوقّف ماندن در فهم دین بركنار باشند؛ دین را ملعبه دست زندگى خود نكنند؛ از لحاظ سیاست، انسانهاى باكفایت و باتدبیر و شجاعى باشند و سیاست را از معنویّت و اخلاق و فضیلت جدا نكنند.
چنین كسانى اگر زمام امور یك جامعه را به دست گرفتند، آن‏گاه جامعه از بیشترین خطراتى كه ممكن است براى آن پیش آید، محفوظ خواهد ماند. اوج چنین وضعیّتى كجاست؟
آن‏جاست كه یك انسان معصوم از خطا و اشتباه در رأس قدرت سیاسى و دینى قرار گیرد. امام یعنى این.
امامِ معصوم، انسان والایى است كه از لحاظ دینى، قلب او آیینه تابناك انوار هدایت الهى است؛ روح او به سرچشمه حى متّصل است؛ هدایت او، هدایت خالص است؛ از لحاظ اخلاق انسانى، رفتار و اخلاق او صددرصد همراه با فضیلت است؛ هواى نفس در او راهى ندارد؛ گناه بر او چیره نمى‏شود؛ شهوت و تمایلات انسانى، او را مغلوب خود نمى‏كند؛ خشم و غضب، او را از راه خدا دور نمى‏كند؛ از لحاظ سیاسى، بینش وسیع او آن‏چنان است كه آرامترین حركات و ریزترین حوادث را در صحنه‏ى زندگى جامعه، با چشم تیزبین خود مى‏بیند -
كه امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام فرمود: «واللَّه لا اكون كالضبع تنام على طول اللدم»؛ یعنى من كسى نیستم كه بشود با لالایى او را خواب كرد - در مواجهه با حوادث زندگى و وقایع كمرشكن، از خود شجاعت و اقتدار روحى و معنوى نشان مى‏دهد؛ جانش براى او ارزشى ندارد، اما براى جان انسانها، حتّى مردم دور دست، حتّى زنانى كه جزو پیروان دین و نیستند، ارزش قائل است و مى‏گوید اگر كسى از غصّه دق كند، حق دارد.
امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاةوالسّلام در مقابله با خطرها آن‏چنان شجاعانه عمل مى‏كند كه مى‏گوید كسى نمى‏توانست با فتنه‏اى كه من چشم آن را درآوردم - منظور، فتنه خوارج است - یا فتنه ناكثین درافتد. آن معنویّت و دین و اخلاق و فضیلت از یك طرف، آن بینش عمیق و شجاعت و فداكارى و عواطف رقیق انسانى در كنار صلابت و استحكام معنوى و روحى از طرف دیگر؛ همه اینها ناشى از عصمت است؛ چون خداى متعال او را به مقام عصمت برگزیده است و گناه و اشتباه در كار او وجود ندارد. اگر چنین كسى در رأس جامعه باشد، اوج مطلوب همه رسالتهاست. این معناى غدیر است. در غدیر، چنین كارى اتّفاق افتاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:58  توسط MOAHAMMAD  |